سلام 01.gif چطور مطورین 06.gif
امروز میخوام از دفتر خاطراتم یه مطلب بنویسم 13.gif اما زیاد طولانی نیست 02.gif
حالا بخونین ببینیم چی میشه 04.gif
:
امروز رفتم مدرسه و از اونجا با سحر رفتیم با پولایی که همگی روی هم گذاشتیم دو تا اسپری بو گندو خریدیم 09.gif
رفتیم تو مغازه و به فروشنده گفتیم خانوم میشه دو تا از بدبوترین اسپری هاتون رو بدین 03.gif اول میخواستیم حشره کش بخریم ولی دیدیم تابلو هست 16.gif
خانومه مونده بود معطل و فکر میکرد ما دیوونه ایم 18.gif

خلاصه اسپری ها رو خریدیم و اومدیم مدرسه و با بچه ها کلی نقشه کشیدیم 26.gif
فریبا اومد سر کلاس ( تو اون مدت اسمش رو هم فهمیدیم یه روز با ثریا رفتیم دفتر حضور غیاب معلم ها رو خوندیم و اسمش رو فهمیدیم) شروع کرد به درس دادن طبق نقشه بچه ها همه ساکت و آروم نشستن سر جاهاشون 21.gif
پشتش رو کرده بود و تند تند درس میداد
01.gif یه دفعه دید همه ساکتن و برگشت خیره به همه نگاه کرد و یه کم مات همه رو نگاه کرد ما هم اونو نگاه میکردیم 09.gif برگشت گفت چیه نگاه داره؟ 04.gif
11.gif
_خوب باید نگاه کنیم دیگه 11.gif
خانوم داره درس میده 04.gif
) کم کم از اسپری ها تو کلاس پخش کردیم و بو همه جا رو برداشت09.gif
یه دفعه پری گفت خانوم بوی گاز میاد 04.gif
یه کم بو کشید و گفت نه بو نمیاد _ چرا خانوم میاد _ نه نمیاد _میاد بابا بیاین اینجا بو کنین 04.gif
اومد ته کلاس و از اون ور هی اسپری میزدن 04.gif
نه بابا بو نمیاد که چرا انگار میاد 04.gif
__ خانوم ما نمیتونیم نفس بکشیم 11.gif
حالمون بده 03.gif
یه دفعه همه شروع به سرفه کردن که بوی گاز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! میاد و ما میخواستیم درس گوش کنیم نمیتونیم 16.gif
_ خوب چیکار کنم؟ _خانوم اصلا نمیشه اینجا نفس کشید _آخه بوش شدید نیست _ چرا شدیده ما حالمون بده 16.gif
خیل خوب برید پایین شلوغ نکنین ها تا بوی گاز بره شاید از پمپ گازه 11.gif
11.gif
11.gif
ما هم رفتیم پایین و 2 زنگ خلاص شدیم01.gif
عشق درست مثل جیوه در کف دست انسان است ... اگر انگشتانتان را مشت کنید کف دستتان میماند اگر دستتان را باز کنید از کف دستتان سر میخورد و میریزد ....
شاد باشید07.gif
23.gif

/ 0 نظر / 2 بازدید