عاقبت خود شيريني

َراستش چند روز پيش(دقيقاّشب عيد) اومدم يه خود شيريني كنم واسه ي مامانم
مامانم رفته بود بيمارستان پيش هانا من اومدم خونه و ديدم ناهار نداريم بنابراين تصميم گرفتم غذا درست كنم وشروع كردم به رنده كردن يه عالمه سيب زميني و با اجازه ي همگي اول از همه انگشت خودم رو رنده كردم
بعد از يه ساعت فعاليت پيوسته تصميم گرفتم كه كتلت ها رو با روغن مايع سرخ كنم
البته از اينجا به بعد من كاملاّ بي تقصيرم من فقط از روغنه استفاده كردم بعد هم همونجوري كه بود گذاشتمش تو فر به من چه كه ديگه در روغنه شل بود و روغنها همه
ريختن بيرون و از زير گاز اومدن كف آشپزخونه بعد هم نفهميدم و با دمپايي هام رفتم رو روغنها بعدش هم با همون دمپايي ها كلي تو خونه پياده روي كردم
و مامانم مجبور شد شب عيدي دو بار آشپزخونه رو بشوره
به قول آقا داوود من چيكاره بيدم
4.gif3.gif

/ 0 نظر / 3 بازدید