یه روز میشم یه ماهی تو برکه ی خیالت
میگردم و میگردم تا برسم به جامت
جام چشات قشنگه وقتی منو میبینی
رو پولکام نوشته خدا چه مهربونی
راستش موندم چی بنویسم حرف زیاد دارم ولی الان وقتشون نیست
راستی یه چیزی من به بعضی از وبلاگها که سر میزنم میبینم همش آه و ناله است مخصوصا وبلاگای بعضی از دخترا
بعضی ها شون هستن که شرایط سنیشون جوریه که طبیعیه اما یه سریهاشون اصلا انگار وبلاگ درست کردن که ناله کنن
من فکرمیکنم تا یه اتفاق کوچیک براشون میفته سریع اون رو به بدترین اتفاق عالم تشبیه میکنن و ازش تودنیای خودشون یه کوه درست میکنن از مشکلات اما 100درصد مطمِِئنم اگه بذارن یه کم بگذره خودشون هم خندشون میگیره که مشکلشون چی بوده
بابا تو این مملکتی که ما داریم به اندازه ی کافی همه بدبختی و غم و غصه دارن به مناسبت های مختلف هم که عزاداری و عزای عمومی داریم پس کمبودی تو این زمینه ها نداریم الان هیچ کس نیست که یه روحیه ی درست حسابی داشته باشه پس حداقل سعی کنیم تو همین محیط کوچیک وبلاگامون یه کم شادی آفرینی کنیم نه اینکه سر هر موضوع کوچیکی بد تر بریم رو اعصاب بقیه پیاده روی
من خودم که کلی اعصابم قاط میزنه بقیه رو نمیدونم
اگه روحیه نداری حد اقل روحیه بده....................................
c.gif

/ 0 نظر / 3 بازدید