يه عالمه خاطره

سلام به روی ماهتون 01.gif
چقدر اين دو روزه اجق وجق بوده 26.gif اصلا نفهميدم چيکار کردم که بخوام براتون بنويسم 33.gif
ولی یه چیزی دیدم خیلی جالب بود اون موقعها که مدرسه میرفتم جلوی مدرسمون یه چند تا پسر وای میستادن و ... 14.gif اينا چند تا بودن که يکيشون هميشه بود و قيافش قشنگ يادم مونده بود خوب اون موقع هم اونا هم سنشون کم بود بالاتر از مدرسمون دانشگاه علوم تحقيقات بود که الان سر راهمه ديروز موقعی که داشتم ميرفتم کلاس از جلوی دانشگاه رد ميشدم ديدم که بله آقا سنشون رفته بالا ديگه بچه مدرسه ای کفاف سنشون رو نميده و ميرن جلوی دانشگاه ول ميشن 04.gif نميدونم چند سال ديگه ميخواد کجا بره وايسه ولی ديروز همچين نگاهشون ميکرد انگار تا حالا دختر نديده بدبخت خاک بر سرش 12.gif ميخوام يه سری بزنم به دوم دبيرستان و از دفتر خاطراتم براتون بنويسم 13.gif
امروز رفتم مدرسه خيلی خوشحال شدم با همه ی دوستای پارسالم هستم اکثر بچه های ب۱ اومدن رياضی بچه های آ ۳ هم هستن در کل کلاس خيلی خوبيه يه دختره رو ديدم که قدش به زحمت تا شونه ی من ميرسيد و خيلی کوچيک بود دقيقا نقطه ی مقابل من 03.gif به جای مانتو شلوار سرمه ای هم يه مانتو ی سبز پوشيده بود با شلوار مشکی همين که رفتم سر کلاس طبق معمول رفتم سر جای هميشگيم ميز آخر سمت پنجره09.gif يه دفعه ديدم همون دختر کوچولو اومد نشست کنار من خیلی تعجب کردم11.gif تو دلم گفتم اين که چيزی نميبينه اينجا که (اما ديد تا آخر سال خوب هم ديد 09.gif) زنگ دوم شيمی داشتيم و خانم بنی عامريان همونی که پارسال تو آزمايشگاه کار ميکرد در کمال تعجب شده معلم شيمی چه خوب هم درس ميده وسط زنگ يه دفعه دختر بغل دستيم که ديگه فهميدم اسمش آيدا هست روشو کرد سمت من و يه خودکار به من نشون داد و گفت اينو ميبينی بيکه آمريکايی اصله (من تو دلم : واه واه عتيقه نديد بديد) من:به سلامتی
زنگ سوم زنگ جالبی بود يه معلم جوون اومد سر کلاس قد بلند و صورت کشيده قيافش شبيه شانگولاست دندوناش از تو دهنش زده بيرون وقتی حرف ميزنه اونقدر با زور دهنش رو باز ميکنه و شمرده حرف ميزنه که تا ته حلقش رو ميشه ديد (شايد يه روز دندوناش رو بشمرم16.gif) مانتوی مشکی بلندی تنش کرده بود که تا بالای زانو چاک داشته و خودش چاک مانتو رو تا يه وجبی زمين بسته بود تابلو 18.gif اومد سر کلاس و گفت بچه ها من معلم هندسه ی شما هستم اين ترم هندسه ی ۱ ترم ديگه ۲ هندسه انقده خوبه که نگو عينهو آب خوردن ميمونه ديدين آب ميخورين چه آسونه هندسه همينه 30.gif
همه ی بچه ها زير چشمی همديگه رو نگاه ميکردن و ميخنديدند از حرکاتش 09.gif شروع کرد به درس دادن که يهو دختر بغل دستيم گفت من هندسه ی ۱ رو پارسال گذروندم چی کار کنم گفتم نميدونم ولی فکر کنم نبايد اين زنگا رو بيای تا هندسه ۲ شروع بشه يه دفعه گفت نه بابا حيفه ميام سر کلاس اين يه کمی بخنديم 04.gif ذوق کردم کلی لنگه ی خودمه بلاخره زنگ خورد و اومديم خونه راستی طبق معمول با فهيمه تو يه کلاسم 03.gif
حالا فرداش:05.gif امروز رفتم مدرسه با بچه ها تو زمين هندبال نشستيم و يه دو سه ساعت حرف زديم چون معلم نداشتيم تازه يه چيزی کشف کردم يکی از دوستای پنجم دبستانم 04.gif باهام همکلاسيه و ديروز دقت نکرده بودم زنگ سوم دوباره هندسه داشتيم 04.gif اومد سر کلاس و شروع کرد به درس دادن هيچی نميفهميدم همه ی بچه ها هم همين حالت رو داشتن يه جوری درس ميداد درس رو داد بچه ها ازش پرسيدن رشتش چيه گفت من دانشجوی فوق ليسانس رياضی محض دانشگاه شريفم 11.gif11.gif اومدم آروم بگم عمرا يه دفعه نميدونم چرا بلندگفتم عمرا 26.gif يه دفعه گفت راست ميگم به خدا 04.gif نميدونم پس چرا هيچی بلد نبود هفته ای ۳ زنگ هم باهاش کلاس داريم با آيدا يه کم صميمی شدم مدرسه تزکيه ميرفته لباسش هم لباس اونجا بوده خيلی مدرسه ی مزخرفی بوده واه واه (الان زن مدير آموزشگاهمون خواهر مدير مدرسه تزکيه است و من الان ميفهمم آيدا اون موقع چی ميکشيده02.gif) خوب الان خاله اینا میان و من بايد برم تا ببينم فردا تو مدرسه چی ميشه
خوب چطور بود خوشتون اومد 06.gif حالا از فردا کارايی که سر کلاس اين معلم هندسمون انجام داديم رو از تو دفتر خاطراتم در ميارم و براتون مينويسم03.gif خدايی هنوز که هنوزه هيچ آزار و اذيتی نه به دل من و نه به دل هيچ کدوم از بچه های اون کلاس مثل آزاری که ما به اين معلم داديم نشسته 32.gif ايکاش هنوزم دوم دبيرستان بودم اين معلم باعث شد سال دوم دبيرستان بهترين قشنگ ترين و پرخاطره ترين سال تحصيلم باشه ولی الان يه کمی فقط يه کمی عذاب وجدان دارم 08.gif
خوب تا بعد همگی صحيح و سالم به ماماناتون سپرده 04.gif07.gif23.gif

/ 0 نظر / 3 بازدید